تنگ کُپ ممبی

 از نظر وجود آثار و بناهای تاریخی، یکی از سرزمین های مهّم در نواحی کهگیلویه و بختیاری است. دکتر نادر افشار نادری در جزوه مونوگرافی ایل بهمئی، منتشر شده به سال ۱۳۴۷، درباره منطقه بهمئی می نویسد: بهمئی سرزمین وسیع و ناشناخته ای است. مردم این سامان و آثار باستانی آن تا به حال مورد مطالعه قرار نگرفته اند. در دفتر حاضر، کوشش شده است که مسائل اساسی اجتماعی – اقتصادی عشایر بهمئی توصیف و تجزیه و تحلیل شود. مطالعه آثار باستانی بهمئی کار ما نیست. ما چند سطری به معرفی برخی آثار تاریخی منطقه بهمئی می پردازیم، فقط برای اینکه مسؤلان مربوطه به این منطقه نیز توجه کنند. چه بسا که این توجه، روشنگر بعضی زوایای تاریک تاریخ تمدن کشور ما شود.

تنها اثر تاریخی در منطقه بهمئی که مورد تحقیق معدودی باستان شناس همچون بارون دوبد روسی قرار گرفته، نقوش تنگ سولک است. امّا خاک بهمئی آثار تاریخی ناشناخته دیگری هم دارد که شایان توجه بیشتری هستند. از جمله آثار بجا مانده در تنگ کُپ بهمئی است.

دکتر افشار نادری در ادامه می نویسد: در تنگ کُپ، دوازده کیلومتری شمال شرقی مُمْبی (مرکز بخش منطقه سردسیری بهمئی احمدی) آثار تاریخی قابل توجهی وجود دارد و تا آنجا که ما می دانیم، هنوز از چشم متخصصان مستور مانده است زیرا راه دور و پر فراز و نشیبی دارد. در تنگ کپ ۱۸ خانوار با جمعیت ۱۰۴ نفر از سادات رضا توفیق زندگی می کنند. این خانوار ها زمستان را در همین تنگ می گذرانند، عده ای نیز به منطقه گرمسیری لیکک رفته اند. تابستان همه به دلی مهره (مهرگان) می روند. سادات رضاتوفیق در اصل جزو سادات ایل طیبی هستند که به خاک بهمئی آمده اند.

در قسمت شمالی خانه های مسکونی سادات رضاتوفیق، در اعماق یک دره ژرف، خرابه های زیادی که هنوز هم خراب نشده اند، ظاهراً از زمانهای دور باقی مانده است. ۷۰ تا ۸۰ خانه مدوّر سنگی، مجموعه ی این خرابه ها را تشکیل می دهند. سنگ های عظیمی که گاه طول آنها از ۱۵۰ سانتیمتر و عرض و قطر آنها از یک متر تجاوز می کند، چنان با دقت و دایره وار روی هم قرار گرفته اند که اغلب کوچک ترین منفذی بین آنها دیده نمی شود. ارتفاع دیوار مدوّر خانه ها بین دو تا چهار متر و قطر دایره خانه ها بین سه تا شش متر است. در وسط هر خانه، ستونی از سنگ های عظیم ومدوّر که روی هم چیده شده است قرار دارد. از سقف خانه ها هیچ اثری نیست. بعضی از این خانه ها بدون سقف، با ستون سنگی وسط آن تقریباً سالم و دست نخورده باقی است. ظاهراً سنگ ها برای اینکه خوب روی یکدیگر قرار بگیرند تراش خورده اند. هیچ نوع گچ یا ساروج برای اتصال سنگ ها بکار نرفته است. در ضمن سنگ ها اکثراً چنان بزرگ و سنگین اند که دو یا چهار نفر قادر به جابجا کردن آنها نیستند.

همانگونه که در نوشته های دکتر افشار نادری می بینیم؛ منطقه ی بهمئی دارای سابقه تاریخی قابل توجهی است و در روزگار  صنعتی و تکنولوژیک امروز که یکی از نقاط مهّم در فرهنگ ملتها و اقوام، همین جنبه های تمدن تاریخ گذشتگان است، بر ما است که حافظ چنین آثار گرانقدری باشیم و در انتقال این آگاهیهای ارزشمند به نسل آینده کوشا باشیم.

/ 0 نظر / 18 بازدید